تبليغاتX
همه چیز سرا .....
همه چیز سرا .....

عید مبارک

پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 ساعت 11:17

عید را پیشا پیش پیش از پیش پیش تر از پیش


پیچ در پیچ قبل از پیچ پیچیده تر از پیش همرا با پیچ سر 


پیچ تبریک میگم.


*عید همتون مبارک*



نوشته شده توسط پوریا | لینک به این مطلب |

عید مبارک

پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 ساعت 10:52

نوشته شده توسط پوریا | لینک به این مطلب |

بازی

چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 13:13

روزي تمام احساسات آدمي گرد هم جمع مي شن

 و قايم موشک بازي ميکنن

 ديوانگي چشم ميذاره همه مي رن قايم ميشن

 تنبلي اون نزديکا قايم ميشه

 حسادت ميره اون ور قايم ميشه

 عشق مي ره پشت يه گل رز

 ديوانگي همه رو پيدا مي کنه به جز عشق

 حسادت عشق رو لو ميده و به ديوانگي ميگه

 که رفت پشت گل رز عشق نمياد بيرون

 ديوانگي هرچي صدا مي زنه عشق بيا بيرون

 ديوانگي هم يه خنجر ور ميداره

همينطور رز رو با خنجرش مي زنه تا عشق پيدا بشه

 يک دفعه عشق ميگه آخ چشمو کور کردی

 ديوانگي اشک مي ريزه به دست و پاي عشق بهش مي گه

 من چشم تو رو کور کردم تو هر کاري بگي من انجام ميدم

 عشق فقط يک چيز از اون می خواد

 بهش مي گه با من هم درد شو

 از اون وقت به بعد ديوانگي هم درد عشق

 کور شد و بس


نوشته شده توسط پوریا | لینک به این مطلب |


چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 13:3
دنيا که شروع شد زنجير نداشت، خدا دنياي بي زنجير آفريد. آدم بود که زنجير را ساخت، شيطان کمکش کرد.
دل، زنجير شد، زن، زنجير شد. دنيا پر از زنجير شد و آدم ها همه ديوانه زنجيري!
خدا دنيا را بي زنجير مي خواست. نام دنياي بي زنجير اما بهشت است.
امتحان آدم همين جا بود. دستهاي شيطان از زنجير پر بود.
خدا گفت: زنجيرهايتان را پاره کنيد. شايد نام زنجير شما عشق باشد.
يک نفر زنجيرهايش را پاره کرد. نامش را مجنون گذاشتند.
مجنون اما نه ديوانه بود و نه زنجيري. اين نام را شيطان بر او گذاشت.
شيطان آدم را در زنجير مي خواست.
ليلي، مجنون را بي زنجير مي خواست.
ليلي مي دانست خدا چه مي خواهد.
ليلي کمک کرد تا مجنون زنجيرش را پاره کند.
ليلي زنجير نبود. ليلي نمي خواست زنجير باشد.
ليلي ماند. زيرا ليلي نام ديگر آزادي است. 

نوشته شده توسط پوریا | لینک به این مطلب |

عشـــــــــق بـــــی پــایــان

چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 13:1
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشیم جائی از بدنت آسیب دیدگی یا شکستگی نداشته باشه "
پیرمرد غمگین شد، گفت خیلی عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد كافی دیر شده نمی خواهم تاخیر من بیشتر شود !
یكی از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !

نوشته شده توسط پوریا | لینک به این مطلب |

امتحان داماد ها

چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 12:58
زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند. 
یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند. 
یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت. 
دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد. 
فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت» 
زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد. 
داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت» 
نوبت به داماد آخرى رسید. 
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت. 
امّا داماد از جایش تکان نخورد. 
او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم. 
همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد. 
فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌و کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»


نوشته شده توسط پوریا | لینک به این مطلب |

واقعیت

چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 9:27

اگه بری از پیشم من فقط نگات میکنم 


 تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم!!
 

 بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم .....
 

اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقیست .....!!!!


نوشته شده توسط پوریا | لینک به این مطلب |


سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 ساعت 9:12


نوشته شده توسط پوریا | لینک به این مطلب |

هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز..

دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 ساعت 13:55


اینم ماهی برا سر سفره میبنین چه خوشگله؟^

سلام بچه ها خوبین؟؟

می دونستم خوبین جدی میگم!!!

این پستی که امروز گذاشتم آخرین پست سال 87 هستش و فقط واسه ی اینه که عید رو به همتون تبریک بگم .

واای جدی جدی چند روز دیگه عیده ها !! دیدی پیر شدیم؟خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

واسه چهار شنبه سوری چی خریدن ؟؟ من که یه عالمه چیز میز گرفتم (دوروغ

گفتم فقط 5 تا بمب ساعتی گرفتم با 10 بمب خوشه ای یه دونه بمب شیمیایی 

هم خودم ساختم ) اما جدی میگم مواظب خوتون باشین که نرین رو هوا.

امید وارم سال خیلی خوبی داشته باشین و 88 ی بهتر از 87 براتون باشه و 

موفقیت هاتون توی سال جدید 10000 برابر باشه .

یه دعایی هم واسه من بکنین مرسییییییییی که دعا کردین...

تا 1 فروردین 88 همتونو به خدا میسپارم .

دلم واس همتون تنگ میشه.

پس فعلا بای بای


نوشته شده توسط پوریا | لینک به این مطلب |

سری اس ام اس های شخصی 3

شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 ساعت 10:29

سلام دوستان این سومین باری هستش که من اس ام اس ها یی که واسم میاد 

رو توی وبلاگم می ذارم آخه به نظر من خیلی قشنگه

 امیدوارم شما هم لذت ببرید.


******


ناله کردم زره ای از درد هایم کم نشد

گریه کردم اشک بر داغ دلم مرهم نشد

در گلستان بوی گل بسیار بوییدم ولی

از هزاران گل یکی هم چون تو هم پیدا نشد


******

بهت نمی گم دوست دارم 

ولی قسم می خورم دوست دارم، ب

هت نمی گم هر چی که می خوای بهت میدم چون همه چیزم تویی ،

 اگه یه روز چشمات پر اشک شدو دنبال یه شونه گشتی که که گریه کنی

 صدام کن بهت قول نمی دم ساکتت کنم 

ولی منم به پات گریه میکنم

 ، اگه یه روز خواستی بمیری بهت قول نمی دم جلوتو بگیرم 

اما اینو بدون من قبل تو مردم...


******


بالا تر از آسمان جایی نیست 

زیبا تر از گل چیزی نیست 

قشنگ تر از عشق حرفی نیست 

عزیز تر از تو کسی نیست


******


نوشته شده توسط پوریا | لینک به این مطلب |

آخرین مطالب نوشته شده
آهنگ جدید و شاد فوق العاده زیبا از اشکین 0098 و علیشمس با همراهی کیوان بهارلو بنام مستم
دم ایرانی ها گرم
سخت ترین مسابقه
با سخنان گرم تو .....
وسله عشق
خواهيم ديد
وقتی آمدی
مست هشيار
انتخابات با انتقامات
سر از کار چشمات کسی در نیاورد
کمبود جا؟ یا ازدیاد جمعیت؟
سفر نامه.
فکرش و کن
یادی از ما نمیکنی

فرشته ی کوچک و مهربان


خود کشی یک بی جنبه ایرانی برای "سوسانو" بازیگر سریال جومونگ...
موزیک ویدیو جدید و فوق العاده زیبای رامین برجسته به نام یک دو سه ...
این روزها
موزیک ویدیو جدید و فوق العاده زیبای علیرضا بهلولی و اورمان به نام شب مهمونی
هرچه کردم نشد!!
ای خدا

فرشته
فاجعه
غم
دیدن
معشوقه!

.CopyRight © porya-paradox All rights reserved
:Template designed by
PS-YASPIC MOHAMAD MAHDAVI