تبليغاتX
همه چیز سرا .....
همه چیز سرا .....


پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 12:57

از لحظه ی پیدایی ام ،  تا  آن  دم  شیدایی ام

 بس فتنه ها برسر شد و برسر نشد پیدایی ام

از عشق خاکم ساختند ، ساغر در آن انداختند

روحی درآن بنواختند،زینسان چنین شیدایی ام

کردند ملائک سجده ام ،گفتم خدایا من که ام                                     

گفتا که تو عشق منی ، من عاشق زیبایی ام                                     

شیطان غرورش بیش بود ، او جنی بد کیش بود

بر من نکردش سجده ای در آن دم غوغایی ام

چون بر حقیقت کور شد ، از جنت لله دور شد                                          

با مکر آمد اندرون ، تا بر کند پیدایی ام                                          

گشتم ز حرفش دل فریب ، بر امر ربم ناشکیب

کردم گناه و معصیت ، من ماندم و رسوایی ام

گندم نشان اولین ،من را کشاندش بر زمین                                         

من را زمینی منگرید ، از عرشم و بالایی ام                                          

 


نوشته شده توسط پوریا | لینک به این مطلب |

فرشته ی کوچک و مهربان

پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 9:16
در مطب دكتر به شدت به صدا درآمد.
دكتر گفت: «در را شكستي! بيا تو.»
در باز شد و دختر كوچولوي نه ساله اي كه خيلي پريشان بود، به طرف دكتر دويد: «آقاي دكتر! مادرم!» و در حالي كه نفس نفس مي زد، ادامه داد: «التماس مي كنم با من بياييد! مادرم خيلي مريض است.»
دكتر گفت: «بايد مادرت را اينجا بياوري، من براي ويزيت به خانه كسي نمي روم.»
دختر گفت: «ولي دكتر، من نمي توانم. اگر شما نياييد او مي ميرد!» و اشك از چشمانش سرازير شد.
دل دكتر به رحم آمد و تصميم گرفت همراه او برود. دختر دكتر را به طرف خانه راهنمايي كرد، جايي كه مادر بيمارش در رختخواب افتاده بود.
دكتر شروع كرد به معاينه و توانست با آمپول و قرص تب او را پايين بياورد و نجاتش دهد. او تمام طول شب را بر بالين زن ماند؛ تا صبح كه علائم بهبود در او ديده شد.
زن به سختي چشمانش را باز كرد و از دكتر به خاطر كاري كه كرده بود تشكر كرد.
دكتر به او گفت: «بايد از دخترت تشكر كني. اگر او نبود حتما مي مردي!»
مادر با تعجب گفت: «ولي دكتر، دختر من سه سال است كه از دنيا رفته!» و به عكس بالاي تختش اشاره كرد.
پاهاي دكتر از ديدن عكس روي ديوار سست شد.
اين همان دختر بود!!
فرشته اي كوچك و زيبا!!


نوشته شده توسط پوریا | لینک به این مطلب |


چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 ساعت 9:17


نوشته شده توسط پوریا | لینک به این مطلب |


پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 ساعت 11:46

بوسه ی شیرین‌ | www.Sweetkiss.mihanblog.ir

بمون ولی به خاطر غرور خسته ام برو

برو ولی به خاطر دل شکسته ام بمون

به موندن تو عاشقم به رفتن تو مبتلا

شکسته ام ولی برو بریده ام ولی بیا

چه گیج حرف میزنم چه ساده درد میکشم

اسیر قهر و آشتی میان آب و آتشم

چه عاشقانه زیستم چه بی صدا گریستم

چه ساده با تو هستم و چه ساده بی تو نیستم

تو را نفس کشیدم و به گریه با تو ساختم

چه دیر عاشقت شدم چه دیرتر شناختم

تو با منی و بی توام ببین چه گریه آوره

سکوت میکنم فقط سکوت حرف آخره

ببین چه سرد و بی صدا ببین چه صاف وساده ام

کسی که دوست داشتم به دست باد داده ام


نوشته شده توسط پوریا | لینک به این مطلب |

آخرین مطالب نوشته شده
آهنگ جدید و شاد فوق العاده زیبا از اشکین 0098 و علیشمس با همراهی کیوان بهارلو بنام مستم
دم ایرانی ها گرم
سخت ترین مسابقه
با سخنان گرم تو .....
وسله عشق
خواهيم ديد
وقتی آمدی
مست هشيار
انتخابات با انتقامات
سر از کار چشمات کسی در نیاورد
کمبود جا؟ یا ازدیاد جمعیت؟
سفر نامه.
فکرش و کن
یادی از ما نمیکنی

فرشته ی کوچک و مهربان


خود کشی یک بی جنبه ایرانی برای "سوسانو" بازیگر سریال جومونگ...
موزیک ویدیو جدید و فوق العاده زیبای رامین برجسته به نام یک دو سه ...
این روزها
موزیک ویدیو جدید و فوق العاده زیبای علیرضا بهلولی و اورمان به نام شب مهمونی
هرچه کردم نشد!!
ای خدا

فرشته
فاجعه
غم
دیدن
معشوقه!

.CopyRight © porya-paradox All rights reserved
:Template designed by
PS-YASPIC MOHAMAD MAHDAVI