
راز معشوقه دراین بیت غزل سوخته نیست
راوی قصه چنین گفت که دل دوخته نیست
بازی دهر چنان بود بر قصه ما
که در این بازی سوزنده نفس باخته نیست
اگر از ره به تو گویم به من آواز زنی
که تو بازنده ترین رهرو زیبا صنمی
من ازاین ره به دلی رفته و پیدا شده ام
به دلی رفته و از ناز دل دوست هویدا شده ام
زندگی مثل یک بیت غزله اگه خوب بخونیمش به جای میرسیم که به خاطرش دفتر شعرو باز کردیم .
یک بیت کافیه تا راه پیدا بشه و یه غزل میتونه مارو به منزل برسونه .
مرغک دل از گل گلزار جان یک دم پرید
در نگارستان گل عطر گلی همسو شنید
در جفای دل ندیدم راهبی مهرو رسید
از صدای دل ز عطر گل کجا خواهی رسید
** معشوقه! ** .CopyRight © porya-paradox All rights reserved
:Template designed by
PS-YASPIC MOHAMAD MAHDAVI